February 1, 2008

نوبل بامزه!



ایگ نوبل یا نوبل بامزه (خودم این معادل رو براش انتخاب کردم!) جایزه ایه که هرسال اول پاییز قبل از اعلام برندگان نوبل اصلی ، به دانشمندهای رشته های مختلف که تحقیقات جالبی داشتن اهدا میشه . تحقیقات ِ کاملا علمی که وقتی آدم نتایجش رو میشنوه براش عجیب و بامزه ست . برگزار کننده های این مراسم خودشون از برندگان نوبل هستن و حتی بعضی ازافرادی که برنده این جایزه شدن برای همین تحقیق نوبل اصلی رو هم بردن . وای فقط این لیست برندگان و کارای تحقیقاتیشون رو بخونید ببینید چقدر جالبه . استخراج اسانس وانیل از پهن گاو! جذابیت بوی پنیر و بوی پای انسان برای پشه ماده آنوفل(ناقل مالاریا) ، چرا دارکوبها گردن درد نمیگیرن! چرا ماکارونی رو که خم میکنی به چندین قسمت میشکنه ، قانون 5 ثانیه مثلا اگر یه چیز خوردنی بیوفته روی زمین تا قبل از 5ثانیه اگه از رو زمین برش داری آلوده نیست و میشه خوردش ، افزایش میل جنسی بین شترمرغهای تحت پرورش انسان! ، چرا وقتی دوش میگیریم پرده حمام به سمت داخل خم میشه! ، معلق نگه داشتن قورباغه توی هوا بدون استفاده از هیچ وسیله ای فقط با میدان مغناطیسی ، علت ایجاد حس بد نسبت به صدای کشیدن ناخن رو تخته ، اینکه سیاه چاله ها تمام تجهیزات لازم برای اینکه مکان جهنم باشن رو دارن! ، علت وابسته به سیستم عصبی ِ شایع بودن دست توی دماغ کردن در بزرگسالان!! ، محاسبه تعداد عکسهایی که باید گرفته بشه تا هیچ کسی از افراد گروه ِ توی عکس چشماش بسته نباشه و خلاصه کلی کارای جالب که باید خودتون ببینید . امیدوارم چند وقت دیگه اسم دانشمندهای ایرانی هم توی این لیست بیاد!

Mating in Drosophila


دانشمندان اخیرا به نتایج جالبی در مورد جفت گیری حیوانات رسیدند. ژن جدیدی به نام "Blindgender" در مگس سرکه کشف شده که در جفت یابی صحیح به مگس کمک میکند. مگسهای نری که در این ژن دچار نقص هستند، به طور اشتباه جذب مگسهای نر میشوند. محصول این ژن در مرکز بویایی مگس، در ترشح گلوتامات نقش دارد. مگسهای حاوی ژن ناقص، با کاهش 50% گلوتامات خارج سلولی محیطی روبرو هستند. از آنجا که این نوع گلوتامات در desensitize کردن گیرنده های گلوتامات اثر دارد، کاهش آن سبب افزایش فعالیت و حساسیت این گیرنده ها در مرکز بویایی مگس میشود. نتیجه اینکه مگسهای نر جذب فرومونهای بدبو و غیرجذاب سایر مگسهای نر میشوند. شناسایی این ژن و اثرات آن کمکهای زیادی در بررسی رفتارهای homosexuality در حشرات و کنترل زاد و ولد حشرات انگل خواهد کرد


(منبع: nature )

January 27, 2008

شب امتحان


از درس خوندن شب امتحان متنفرم. نمیدونم چرا اما این چرخه مسخرهِ فرجه ها- امتحان- تعطیل، حالمو بدجور میگیره! فکر اینکه خوب تمام این مدت سر کلاسی نشستی، درسی رو یاد گرفتی(مثلا حالا! ایده آل فکر میکنیم!) بعد الان باید تند و تند چند تایی فرمول یاد بگیری، چند تایی اسم حفظ کنی تا بری و ثابت کنی که درسی رو یاد گرفتی. و اگر احیا نا به هر دلیلی هم یهد نگرفتی (حالا دوست نداشتی، خوشت نمی اومده از درس یا...) باز هم باید همه این کارها رو بکنی. البته انصافا تقصیر از خود ماست. یعنی اصل حال بد منم از خودمه. معمولا وقتی شب امتحان میشه و میرم سراغ در سی که تو طول ترم باید میخوندمش و غفلت کردم!!!! و نخوندم اینجوری میشم. از خودم بدم می آد. که چرا آخه؟؟ فرضا نمرهِ خوبی هم بگیرم! خودم که میدونم اینهارو 3 روزه یاد گرفتم بعدم همه شون پر! کاش واقعا چیزی پیدا بشه تا علم ما رو، اونچیزی که یاد گرفتیم!!! دقت کنید، یاد گرفتیم، نه حفظ کردیم، رو بسنجه

January 2, 2008

دیسلکسی،



دیسلکسی، خوانشپریشی یا نارساخوانی، بیماری ناشناخته و مبهمی است که متاسفانه به طور میانگین ۳۰ درصد از مبتلایان به آن، ترک تحصیل میکنند و انگیزه خودکشی در این افراد ۶ برابر دیگران است والدین بچههای مبتلا به دیسلکسی باید به آنها اعتمادبهنفس بدهند و تشویقشان کنند که روی پای خودشان بایستند به فرمان معلم، کلاس غرق در آرامش میشود تا دانشآموزان واژههای کتاب را بشنوند و یاد بگیرند. مجبور است به دستور معلم بخواند اما نمیتواند تصور کند با آغاز به خواندن او چه اتفاقی میافتد. دلهره عجیبی دارد اما نمیتواند از دستور معلم سرپیچی کند، پس میخواند اما...
خنده همکلاسیها سرکلاس به هنگام خواندن او از روی کتاب و تلفظ ناصحیح کلمات، بدترین خاطره زندگیاش است. تجربه تلخی که در به وجود آمدنش بیتقصیر است...
دیسلکسی، خوانشپریشی یا نارساخوانی بیماری ناشناخته و مبهمی است که متاسفانه به طور میانگین ۳۰ درصد از مبتلایان به آن، ترک تحصیل میکنند و انگیزه خودکشی در این افراد ۶ برابر دیگران است.
دیسلکسی نوعی اختلال یادگیری است که بر توانایی خواندن و نوشتن کودک تاثیر میگذارد و نشانههای آن در دوران دبستان آشکار میشود. کودک مبتلا به دیسلکسی اگرچه به نظر باهوش میرسد و هیچ مشکلی از نظر بینایی و شنوایی ندارد ولی با این حال نمیتواند روشهایی را که به وی آموزش داده شده است در جهت خواندن، نوشتن و تلفظ کلمات به کار بندد. نارساخوانی برخلاف باور عموم، شکلی از عقبماندگی ذهنی نیست و رابطه مستقیم با معلولیت جسمی، مشکلات فرهنگی، وضعیت اقتصادی و اجتماعی پایین یا آسیبهای مادرزادی مغزی ندارد.
کودکی که مبتلا به دیسلکسی است به طور معمول تا قبل از ورود به مدرسه مشکلی ندارد. کودک با شروع آموزشها تازه متوجه میشود که نمیتواند قدم به قدم با دیگران پیش برود و این امر، وی را آنقدر پریشان حال میکند که یا کلاس را به هم میریزد یا گوشهگیر میشود. اما توجه داشته باشید دیسلکسی را نباید با اختلالات توجه، ناتواناییهای یادگیری ناشی از کمبود فرصتها و امکانات آموزشی مانند تعویض مکرر مدرسه، حضور نامنظم در کلاس یا فقدان آموزش در مهارتهای اصلی، عقبماندگی ذهنی، اختلال در خود فروماندگی، نقایص شنوایی و بینایی، ناتوانیهای فیزیکی، اختلالات هیجانی یا مشکلات رایج در فرآیند یادگیری زبان دوم اشتباه گرفت.
نشانه بیماری
از جمله نشانههای بیماری نارساخوانی میتوان به تشخیص ندادن چپ و راست، بالا و پایین، ناتوانی در خواندن ساعتها، مشکل به یاد آوردن ترتیب ساعتهای هفته، ماهها، فصول، اختلالات گفتاری و ناتوانی در ساختن جملات اشاره کرد.
کودک مبتلا به دیسلکسی حروف نزدیک به هم مثل ب، پ، ت، د، ف... را با هم اشتباه میگیرد و به طور معمول حروف بیصدا را جایگزین حروف صدادار میکند. البته این امر تصادفی است و گاهی نیز کودک کلمات را صحیح ادا میکند. شخص مبتلا به خوانشپریشی کلمات را برعکس میخواند، بعضی صداها را حذف میکند و روخوانیاش بریده بریده، نامفهوم و با شک و ترس است.
دیسلکسی از نظر شدت متفاوت است و میزان آن بر حسب تعداد اشتباهات و مدت زمان خواندن یک متن در مقایسه با یک کودک عادی تشخیص داده میشود.
دلایل و عوامل موثر
دلایل بروز بیماری دیسلکسی بسیار متفاوت است. در اروپا بیش از ۵/۲ میلیون کودک مبتلا به دیسلکسیاند و به همین دلیل محققان ۹ کشور اروپایی گرد هم آمدند تا با آزمایش روی ۴ هزار کودک دلایل و میزان مبتلایان به آن در زبانهای متعدد را بررسی کنند.
پیش از این تحقیقات (عصبی ـ کالبدی)، گالابوردا، استاد عصبشناسی دانشگاه هاروارد آمریکا در سال ۱۹۷۹ و آزمایشهای پولسو در سال ۱۹۸۹ در دانشگاه میلان روشن کرده بود که دیسلکسی بیماری عصبی با ریشه ژنتیکی است.
آزمایشهای مغزی بیماران نیز مشخص کرد که یکی از عوامل بروز خوانشپریشی تشکیل تودهای عصبی در منطقهای از مغز است. این تومورهای خارجی خود نتیجه جهشهای غیرطبیعی یا نامنظم بودن سلولهای خاکستری در مناطقی از پوسته مغزیاند.
به عقیده دانشمندان عوامل دخیل در بروز بیماری دیسلکسی، ۵۰ درصد ژنتیکی و ۵۰ درصد محیطی است. عصب شناسان با کمک تصاویر مغزی بیماران دریافتند که مغز این افراد در ۳منطقه نیمکره چپ، به ویژه نواحی پسسری، گیجگاهی ـ آهیانه و گیجگاهی، یعنی به طور دقیق مناطقی که مربوط به توانایی خواندن است، کند عمل میکند. عوامل محیطی موجب بیماری دیسلکسی خود به دو دسته تقسیم میشود: عوامل زیستی که طی زندگی رحمی روی جنین تاثیر میگذارد و تمام مسایلی که پس از تولد برای نوزاد رخ میدهد.
در حال حاضر این موضوع اثبات شده است که ضربات مغزی و عوامل روانی فامیلی روی یادگیری، خواندن و نوشتن تاثیر میگذارد. در این میان روشهای آموزش و تلفیق ذکاوت نیز اهمیت ویژهای دارد.
تفاوت زبانی
شگفتانگیز آنجا است که تعداد مبتلایان به بیماری دیسلکسی در بعضی زبانها بیش از بقیه زبانها است. اگرچه تمامی خوانشپریشان در تلفظ و به خاطر سپردن جملات کوتاه با مشکل روبهرو هستند ولی با این حال کودکانی که زبان مادریشان ساده و با قاعده است، کمتر به دیسلکسی مبتلا میشوند و حتی در کودکان مبتلا، شدت بیماری کمتر است
در واقع ساختار زبان بسیار با اهمیت است. نتایج آزمایشی روی دانشجویان انگلیسی، فرانسوی و ایتالیایی نشان داده که خوانشپریشان ایتالیایی سریعتر و بهتر از فرانسویها و انگلیسیها میخوانند.
درواقع زبان انگلیسی بیقاعده و مرکب است. در اشعار <لرد بایرون> برای ۴۰ آوا، هزار نوع املا وجود دارد. در مقایسه در زبان <مولیر> برای ۳۵ آوا ۱۹۰ املا و در زبان <دانته> برای ۲۵ آوا ۳۳ املا وجود دارد. به همین علت تعداد انگلیسیهای مبتلا به دیسلکسی بیش از فرانسویها و ایتالیاییها است. از سوی دیگر مبتلایان به این بیماری در میان آلمانیها و فنلاندیها که زبان با قاعده دارند، بسیار کم است. در کشورهایی که زبان با قاعده دارند، کودکان به طور میانگین در کمتر از سه ماه خواندن را میآموزند در حالی که این روند در میان کودکانی که زبان مادریشان پیچیده و بیقاعده است بیقاعده است به طور تدریجی و طی ۵ سال دبستان به طول میانجامد.
مراقبتهای خانگی
کودکی که نارساخوانی دارد نیازمند توجه و کمک ویژه والدین است، با این حال نباید بیش از حد مراقب کودک بود. کودک را یک فرد شکست خورده درنظر نگیرید بلکه او را تشویق کنید تا مهارتهای جدیدی بیاموزد.
درمان پزشکی
درواقع دیسلکسی درمان ندارد. کودک خوانشپریش در مدرسه، کودن خطاب میشود، از دوستانش فاصله میگیرد، از زندگی ناامید میشود و به همین علت است که بیشتر دانشآموزان مبتلا به دیسلکسی در اروپا دست به خودکشی میزنند، در صورتی که کودک مبتلا به دیسلکسی هیچگونه مشکل جسمی و روانی ندارد.
ابتدا باید این مسایل را حل کرد سپس با استفاده از برنامهای ویژه و زیرنظر متخصصان براساس توانایی و مشکلات کودک، آموزش خواندن و نوشتن را آغاز کرد. فراموش نکنید ۵ تا ۱۰ درصد کودکان دبستانی دیسلکسی دارند