December 29, 2007

گرانترین قهوهِ دنیا از مدفوع حیوانی به نام لوواک تهیه میشود(برگرفته از یک میل)






آيا تا بحال به اين فکر کرديد که گرانترين قهوه دنيا چگونه تهيه ميشود؟! گرانترين قهوه دنيا در اندونزی که Kopi luwak نام دارد از مدفوع حيواني بنام luwak تهيه ميشود.



که از دانه های قهوه تغذيه ميکند، فقط از پوست دانه های آن تغذيه ميکند و هسته قهوه از بدن او دفع ميشود که روستائيان آنها را جمع ميکنند و هر کيلو مدفوع را به 850 دلار ميفروشند.

از اين قهوه "مرغوب" فقط سالانه 250 کيلو تهيه ميشود و به قيمت بسيار گزافي فروخته ميشود! بهتر است اين را هم بدانيد که پروفسوری در کانادا بر روی اين قهوه تحقيقاتي به عمل آورده است و مدعيست که نه تنها اين نوع قهوه باکتری بيشتری از ديگر قهوه ها ندارد بلکه کمتر هم دارد و هيچ گونه بيماري يي با نوشيدن اين نوع قهوه انسان را تهديد نميکند.

برای تهيه قهوه
Kopi luwak آنها را شسته و سپس در گرمايي برابر 250 درجه سانيتگراد آنها را سرخ ميکنند! کساني که اين قهوه را نوشيدن آن را بسيار نوشيدني معرفي ميکنند. دانشمندان علت مزه خاص اين نوع قهوه را دليل بر اين ميدانند که دانه های اين قهوه از روده luwak رّد ميشوند و اسيدها و آنزيمهايي که با آنها قاطي ميشوند باعث ميشوند که پروئتين زيادی از آنها جدا شوند که همين امر باعث خاص بودن اين نوع قهوه ميباشد.

December 28, 2007

نظم هستی


نشنال ژئوگرافیک یه سری عکسهای جالب رو تحت نام نظم در هستی جمع آوری کرده که به طور دیوانه کننده ای جالب هستن . یعنی آدم واقعا نمیدونه چی باید بگه وقتی این همه نظم ، دقت و ظرافت رو میبینه و این تازه فقط اون چیزهاییه که ما تونستیم ببینیم و درک کنیم ! دیدن یه کرم خاکی به اندازه خوندن کتابهای آلبرتز و لنینجر و ... آموزنده هست اگر بتونیم زبانش رو بفهمیم ! خب مطلب علمی مهمی که می خواستم امروز براتون بگم اینه : لطفا کمی نگاه کنید ، کمی بیشتر
نظم در :
حیوانات _ گلها _ گیاهان _ دنیای میکروسکوپی1 و دنیای میکروسکوپی 2 _ آب _
بلورهای آب _ یخ و برف _ طبیعت _زمین1 _ زمین 2_ زمین3 _ سیارات _ ستاره ها
_شنزار ها _ صخره ها

December 27, 2007

کربن سمی


احتمالا تو این شلوغ بازار نانو تکنولوژی که جدیدا مثل بیماری اپیدمیک همه را مبتلا کرده!! شنیدید که دیگه مثل زمان مدرسه رفتن ما کربن 3 فرم نداره: گرافیت ، الماس ، کربن آمورف یا همون دوده. بله. حالا دیگه میدونیم کربن شکل دیگری هم داره! نانوتیوب!!که البته اولین بار این فرم کربن با شناسایی فولرینها کشف شد. اما یک مسئله که این روزها نانولوله های کربنی رو خیلی محبوب کرده این ویژگیشونه که به خاطر سایز کم و ویژگیهای خوب دیگه در پزشکی و داروسازی(دارو رسانی) میتونند خیلی مفید باشند. مطمئنا شنیدید که تئوری های مختلفی مبنی بر اینکه دارورسانی هوشمند با کمک این نانوذرات میتونه بالاخره از رویا و افسانه به واقعیت در بیاد شنیدید.چون مثلا نانولوله ها میل ترکیبی با سایر عناصر در بدن رو ندارند. یعنی بدون هیچ تغییر و واکنشی راحت از بدن دفع میشند! اما یه نکته جالبناکی هم این وسط وجود داره که مثل یک سوزن بزرگ بادکنک امید محققین عزیز رو میترکونه! هیچ میدونید از بین 4 فرم شناخته شده کربن کدوم بیشترین سمیت رو برای انسان داره؟ مطمئنا با مقدمه چینی های من حدس میزنید که جواب نانولوله های کربنیه! بله اما چرا؟ این کوچولوهای نانومتری چطور میتونند سمی باشند؟؟! جواب ساده اما کمی غیر منتظره است! این کوچولوها در نهایت کوچکی و مفید بودن خیلی ساده مثل خنجر! همه ساختارهای غشا دار رو پاره میکونند! و سلول و همه ساختارهای حیاتیش غشادارند !


و این مشکل یکی از مشکلاتیه که از تحقق این آرزوی دانشمندان جلوگیری میکونه. البته در حال حاضر در حال تحقیق در این مورد هستند و امید میره که زودتر به نتیجه برسند!


December 25, 2007

تکوین و تکامل


چند وقت پیش یک آقای مسن(نسبتا!!مسن) توی دانشگاه جلوی من و البته بعدش چند تایی از بچه ها رو گرفت و یکسری سوالای عجیب و غریب پرسید .البته بعدش فهمیدیم که ظاهرا ایشون یک جورایی زیست شناس بوده!! ظاهرا اومده بوده از اساتید محترم درخواست همکاری و از این حرفا کنه ولی خوب اینش زیاد مهم نیست. یکی از سوالاش که به نظر من با نمک اومد این بود: از یکی از بچه ها پرسیده بود "شما تفاوت تکوین و تکامل رو میدونید؟ اصلا مگه این دو تا با هم فرقم دارند؟" خوب? حالا شما فرقشونو میدونید یا نه؟ راستش تا مدتی این بین خود ماها بحث شده بود. البته به عنوان یک دانشجوی زیست شناسی باید بگم که به نظر من این 2 تا خیلی فرق دارند!(حداقل اینو دیگه بلدیم خداییش!) تکوین تغییرات یک موجود در طول زندگیشه! یعنی مراحل و وقایعی که برای یک موجود در طول زندگیش می افته : تمایز ، تغییرات مورفولوژیک و اینجور چیزها! اما تکامل تغییرات موجودات زنده است! سیر پیشرفت و تغییرات در طول تاریخ برای همه موجودات. اینکه هر موجود در طول تاریخ! به کجا رسیده. خوب این تعریف من بود. اگر کسی هست که نظری داشته باشه خوشحال میشیم بشنویم!ا

December 17, 2007

دنیای نورون! دنیای پیچیده از سلولهای ساده



از زمانیکه با نورون آشنا شدم بیشتر وبیشتر ازش خوشم اومده و بیشتر و بیشتر به این نتیجه رسیدم که اوج نمایش قدرت خداست!حداقل برای من! چیز جالبی که جدیدا خوندم و به نظرم خیلی قشنگ بود در مورد بیماریهای neuropsychiatry و ارتباط آنها با imprintingژنتیک بود. اینکه اگر ژن بیمار از مادر به فرزند برسه یا از پدر فرق داره. یعنی بیان ژن بیمار بسته به اینکه از کدام والد رسیده با شدت متفاوتی انجام میشه! علت دقیق این موضوع هنوز کامل معلوم نیست یعنی تا اونجایی که من خبر دارم! اما حدسیات مختلفی هست که جالبترینش برمیگرده به hypermethylation ژنوم.

December 10, 2007

سلول خاکستری



هزینه هاش بالاست ، دستگاهش رو نداریم ، حداقل یه سال باید روش کار کنیولی ایده خوبیه!!!
این عبارتها رومعمولا به شکلهای مختلف از زبان اساتید وقتی ایده توی کله تون رو میگید به خصوص اگه دانشجوی لیسانس باشید ، خواهید شنید . خب البته خداییش راست میگن ولی با اینکه این یه واقعیت ِ که ما امکانات برای هر فکری که به صورت لامپ بالای کله مون روشن میشه نداریم اما به این حرفها گوش نکنید و کار خودتون رو بکنید . فکر کردن و ایده دادن که دیگه احتیاج به بودجه و امکانات نداره ، یه سری سلول خاکستری میخواد که خدا رو شکر توی جمجمه همه هست . اینقدر هم خر نزنید ! براساس آخرین تحقیقات لابراتوار پروفسور مهزاد ، خرزدن موجب تحلیل و آپوپتوز سلولهای خاکستری کورتکس میشه ، حالا از من گفتن .

December 7, 2007

غیر زیستی


بلاخره فهمیدم ! فکر می کنم از پنج سالگی یا شاید کمتر همیشه برام سوال بود که چرا وقتی توپ پینگ پونگ رو روی یه سطح با انگشت شست محکم به سمت پایین بهش نیرو وارد میکنیم ، تا یه مسافتی میره جلو بعد بر میگرده . تا اینکه بلاخره یکی از دوستای فیزیکدانم رو دیدم و پرسیدم . موقعی که به توپ اونطوری که گفته شد نیرو وارد میشه داریم به توپ دو نوع سرعت میدیم یکی مولفه سرعت به سمت جلو و یکی دیگه مولفه سرعت چرخشی . توپ با مولفه سرعت رو به جلو تا یه مسافتی رو میره وقتی که این سرعت صفر شد حالا سرعت چرخشی به توپ حرکت در سمت عکس رو میده و توپ برمیگرده . :)

November 21, 2007

اساس تکامل



ژن را به خاطر بسپار ، فرد مردنیست !

November 17, 2007

ریشه تکاملی غیرت و حسادت



غیرت و حسادت دو ویژگی اختصاصی اخلاقی به ترتیب در آقایان و خانمهاست . همونطور که میدونیم هر صفت ثابتی که یک موجود الان داره از اجدادش و طی تکامل به وجود اومده و مسلما این دو ویژگی اخلاقی هم ریشه تکاملی از نوع و شرایط زندگی اجداد ما دارند. این دو صفت رو علاوه بر انسان در سایر پستانداران هم میشه دید. اما ببینیم این دو ویژگی از کجا میان . میدونیم که در موجودات قبل از پستانداران (از نظر تکامل سیستم تولیدمثل) نگهداری از جنین ، تغذیه و همینطور نگه داری و تغذیه نوزاد بعد از تولد به وسیله هر دو جفت نر و ماده صورت میگیره ، چیزیکه درمورد پرنده ها مشاهده میکنیم ، از زمان تخم گذاری به بعد نگهداری ، گرم نگه داشتن ، بعد از تولد ، نگهداری و تغذیه به صورت مساوی توسط هردو فرد نر و ماده صورت میگیره ، به خاطر همین در این موجودات همیشه سیستم تک همسری وجود داره ، اما در پستانداران به علت قرار گرفتن جنین در بدن فرد ماده ، تمام مصرف انرژی و مسئولیتهای تغذیه و نگهداری برعهده فرد ماده است و فرد نر هیچ نقشی در پروسه رشد و نگه داری نوزاد نداره سیستم چند همسری در پستانداران مشاهده میشه مثل شیرها ،گوریلها و ...
خب ببینیم در طبیعت چه اتفاقی میوفته ، یک گوریل نر داریم با جفتش ، گوریل نر میدونه که تنها راه انتقال ژنهاش به نسل بعد (اولین اصل تکامل) از طریق جفتشه و خوب هم میدونه که فرد ماده از نظر توانایی برای تولید زاده محدودیت داره . خب حالا این گوریلی که همه اینها رو میدونه وقتی جفتش رو به همراه یه گوریل نر دیگه ببینه چه اتفاقی میوفته !؟ اون در واقع باقی موندن ژنهای خودش رو در خطر میبینه و سعی میکنه با حالت پرخاشگر نر رقیب رو از میدان به در کنه . این چیزیه که در جوامع انسانی به عنوان غیرت میشناسیمش . و اما در مورد حسادت که ویژگی زنانه است ، گوریل ماده داره تمام انرژی و تواناییهای خودش رو صرف انتقال و باقی موندن ژنهای یک فرد میکنه ، بنابراین وقتی میبینه این فرد نر که اومده تمام انرژی و توانایی بدنی او رو برای باقی موندن ژنهای خودش استفاده کرده داره به فرد ماده دیگری نزدیک میشه حس و رفتاری درش بروز میکنه که در بین انسانها به عنوان حسادت (حسادت مخصوص خانمها) میشناسیمش .
البته تمام جاهایی که در بالا گفتیم گوریله میدونه و فکر میکنه برای ملموس شدن قضیه بود وگرنه گوریله از کجا این چیزا رو میدونه ! اون شعور و درک بالایی که اسمش رو انتخاب طبیعی یا هر چیز دیگه ای میشه گذاشت، هست که میدونه و میفهمه و این ویژگیها رو ایجاد میکنه .

November 5, 2007

Neuroplasticity




نوروپلاستیسیتی به مکانیسمی گفته میشه که طی اون سلولهای عصبی مغز فرد بالغ بر اساس تجربه و تمرین فعالیت خودشون رو تغییر و معمولا افزایش میدن . این افزایش فعالیت میتونه هم از طریق گیرنده ها )آپ رگولیشن) و هم از طریق سیناپس دهی جدید باشه . خب این یعنی چی !؟ یعنی اینکه من یه کاری رو زیاد انجام میدم ، دیگه مسیرهای مغزی من مثل بار اولی که این کار رو انجام میدادم نیست مثال خیلی بارزش رانندگیه ، راننده های حرفه ای دیگه به صورت ناخودآگاه میدونن که باید چیکار کنن یعنی به کارهایی که باید انجام بدن فکر نمیکنن . یا مثلا درمورد کسایی که یه قسمتی از مغزشون آسیب دیده ، اون فرآیندی که توسط سلولهای آسیب دیده انجام میشده توسط بخشهای دیگه انجام میشه . به عبارتی مغز برخلاف تصور قبلی یه ساختار دگم و غیرقابل تغییر نیست بلکه برای ادامه حیات فرد یا بیشتر شدن کاراییش مسیرهای ارتباطی و میزان فعالیت بخشهای مختلف خودش رو تغییر میده . ارزش این موضوع به چیه ، به اینکه اگر بتونیم بفهمیم مغز چه جوری فعالیت ها و مسیرهای خودش رو تغییر میده ، اونوقت یه انقلاب مهم در زمینه یادگیری ، حافظه ، خود آگاه و ناخود آگاه (تخیل و تجسم ) ، اعتیاد و بیماریهای روانی اتفاق میوفته . قابل توجه دوستان زیست شناس به خصوص دوستان سلولی و مولکولی ، نوروپلاستیسیتی موضوع خیلی نویی توی نوروساینسه و خیلی کم روش کار شده علاوه براین کسایی که الان تو دنیا دارن روش کار میکنن اکثرا فیزیولوژیستن که خودتون میدونید سواد مولکولیشون در چه حده ! ما که پایه ایم ، اگر علاقه مندید بسم الله!